درباره

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




آرشيو

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته گذشته : 15
بازدید ماه گذشته : 90
بازدید سال گذشته : 996
کل بازدید : 15056

لينک دوستان

یک راند دیگر مبارزه کن، وقتی پاهایت چنان خسته‌اند که یارای ایستادن نداری.

یک راند دیگر مبارزه کن، وقتی بازوانت چنان خسته‌اند که قدرت گارد گرفتن نداری.

یک راند دیگر مبارزه کن، وقتی که خون از دماغت جاریست و چشمانت سیاهی می‌رود.

یک راند دیگر مبارزه کن، وقتی چنان خسته‌ای که آرزو می‌کنی حریف مشتی به چانه‌ات بزند و کار را تمام کند.

یک راند دیگر مبارزه کن و به یاد داشته باش، کسی که همواره یک راند دیگر مبارزه می کند، هرگز شکست نمی‌خورد.

برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 11:17 توسط : جابرمیش مست | دسته : | 392 بازدید
  • []

  • شب سردي است ، و من افسرده.
    راه دوري است ، و پايي خسته.
    تيرگي هست و چراغي مرده.

    مي كنم ، تنها، از جاده عبور:
    دور ماندند ز من آدم ها.
    سايه اي از سر ديوار گذشت ،
    غمي افزود مرا بر غم ها.

    فكر تاريكي و اين ويراني
    بي خبر آمد تا با دل من
    قصه ها ساز كند پنهاني.

    نيست رنگي كه بگويد با من
    اندكي صبر ، سحر نزديك است:
    هردم اين بانگ برآرم از دل :
    واي ، اين شب چقدر تاريك است!

    خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
    قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
    صخره اي كو كه بدان آويزم؟


    مثل اين است كه شب نمناك است.
    ديگران را هم غم هست به دل،
    غم من ، ليك، غمي غمناك
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 13 مرداد 1391 ساعت 9:30 توسط : جابرمیش مست | دسته : | 412 بازدید
  • []

  • یک عینک میدین عینکمو بیداکنم.............
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد 1391 ساعت 6:55 توسط : جابرمیش مست | دسته : | 446 بازدید
  • []

  • بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت دادپیشخدمت ناراحت شد

    بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟

    پیشخدمت : من متعجب شدم ....

    بخاطر اینکه در میز کناری پسر شما 50 دلار به من انعام داد در

    درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید !


    گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :


    او پسر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد 1391 ساعت 6:00 توسط : جابرمیش مست | دسته : | 440 بازدید
  • []

  • تا جایی که فهمیده‌ ام
    قرار نبوده این‌قدر وقتمان را در آخور‌ های سر پوشیده‌ی تاریک بگذرانیم به جای چریدنِ زندگی و چهار نعل تاختن دردشتهای بی‌مرز .
    قرار نبوده تا نم باران زد دست‌ پاچه شویم و زود چتری ازجنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم .
    قرار نبوده اینقدردور شویم و مصنوعی .
    ناخن‌های مصنوعی ، خنده‌های مصنوعی ، آواز‌های مصنوعی ، دغدغه‌های مصنوعی
    هر چه فکر می‌کنم میبینم قرار نبوده ما اینچنین با بغل دستیهای‌ مان در رقابت‌ های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم جانور بهتری هستیم
    این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست ؟
    قرار نبوده همه از دم درس خوانده‌ بشویم ، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم ،
    بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاهها و مدرکهای ما رد بشود …
    یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند …
    قرار نبوده این‌ همه در محاصره‌ی سیمان و آهن ، طبقه روی طبقه برویم بالا ، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد ،‌ بی‌شک این همه کامپیوتر و پشت‌های غوز کرده‌‌ی آدمهای ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ؛


    تا به حال بیل زده‌اید ؟
    باغچه هرس کرده‌اید ؟
    آلبالو و انار چیده‌اید ؟…
    کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید ؟
    آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست …
    این چشم‌ها برای نور مهتاب یانور ستارگان کویر ،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید
    اما برای ساعت پشت ساعت ، روز پشت روز ، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند .
    آواز جیر جیرک‌ های شب‌ نشین حکمتی داشته حتماً ، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و اینطور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود .
    من فکر میکنم قرار نبوده کار کردن ، جز بر طرف کردن غم نان ، بشود همه‌‌ی دار و ندار زندگیمان ، همه‌ی دغدغه‌ی زنده بودن‌مان .
    قرارنبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن ، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر
    و حضانت و نفقه و زندان و گرو کشی و ضعف اعصاب داشته باشد .
    قرار نبوده اینطور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره‌ ها نخوابیده باشیم .
    قرار نبوده من از اینجا و شما ازآنجا ، صورتک زرد به نشانه‌ی سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم .
    چیز زیادی از زندگی نمیدانم ، اما همینقدر میدانم که این‌همه “ قرارنبوده ”‌ ای که برخلافشان اتفاق افتاده ،
    همگی‌ مان را آشفته‌ و سردرگم کرده …
    آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم
    از هیچ چیز راضی نیستیم
    اما سر در نمی‌آوریم چرا

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد 1391 ساعت 5:57 توسط : جابرمیش مست | دسته : | 482 بازدید
  • []


  • ملک ايران مملو از مردانگيست
    جنگه با ايرانيان ديوانگيست
    دشمنانش دشمن ديرينه اند
    ترک تازي و اجانب ريشه اند
    عدل کورش شاه شاهان جهان
    غرق حيرت مي کند پيغمبران
    داريو شش مظهر آباديست
    شاه شاهان جهان ايرانيست
    آريو برزن نماد غيرت است
    سمبل آزادي اين ملت است
    مهردادش دشمن يونانيان
    سر بلند از نام او ايرانيان
    يزد گردش دشمن هر تازي است
    جنگ او با تازيان تاريخي است
    فاتح و دشمن ستيزش سورناست
    دشمن هر نانجيبش سورناست
    چون خشايارش دگر دنيا نديد
    خاک يونان ضرب شسش را چشيد 
     
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 10 مرداد 1391 ساعت 18:20 توسط : جابرمیش مست | دسته : | 700 بازدید
  • []

  • لحظه دیدار نزدیک است

    باز من دیوانه ام، مستم

    باز می لرزد، دلم، دستم

    باز گویی در جهان دیگری هستم

    های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !

    های ! نپریشی صفای زلفکم را، دست!

    وآبرویم را نریزی، دل !

    ای نخورده مست

    لحظه دیدار نزدیک است
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 8 مرداد 1391 ساعت 18:30 توسط : جابرمیش مست | دسته : | 384 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | اجاره منزل مبله در شیراز | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | اجاره سوئیت در شیراز | نوبت دهی پزشکان شیراز | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | منزل مبله شیراز | طلایاب | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات